بازاریابی عصبی | تعریف، اهمیت، کاربردها و معرفی کتاب

بازاریابی عصبی | تعریف، اهمیت، کاربردها و معرفی کتاب


واژه بازاریابی عصبی یا «نورو مارکتینگ» شاید جدید به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که آن قدرها هم جدید نیست. در واقع، خیلی از رویه ها و فرآیندهای بازاریابی بدون اینکه حتی اجراکنندگان آنها متوجه باشند، از تکنیک های بازاریابی عصبی استفاده می کنند. اما رشد آگاهی، برگزاری دوره های آموزشی و نشر کتاب های تخصصی در این زمینه موجب شده تا امروزه، بازاریابی عصبی به یکی از مباحث جذاب در دنیای بازاریابی و کسب و کار تبدیل شود. اما ماهیت و کاربرد های بازاریابی عصبی چیست؟

به مثالی که در ویدیوی زیر مطرح شده توجه کنید:

برای پرداختن به این موضوع باید به یک فرضیه بپردازیم و آن فرضیه این است: همه احساسات، افکار و اعمال انسان، تنها محصول فعالیت های عصبی در مغز است! نظر شما در این مورد چیست؟ فکر می کنید تمام اقدامات ما، حتی اقداماتی که با آگاهی کامل و تصمیم عامدانه انجام می دهیم تحت تاثیر فعل و افعالات مغزی هستند که ممکن است چندان در کنترل ما نباشند؟ به نظر شما بازاریابان چطور از این فرضیه بهره می برند؟ و آیا این موضوع حقیقت دارد؟ در ادامه به تعریف بازاریابی عصبی و تکنیک های آن می پردازیم و نمونه های موفق کاربرد نورو مارکتینگ را به همراه چند کتاب مرتبط در این زمینه معرفی می کنیم. بنابراین مطالعه این مقاله جذاب را از دست ندهید!

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ چیست؟ اصلا چنین سبکی از بازاریابی واقعا وجود دارد؟

قبل از هر چیز اجازه دهید بگوییم که حتی با اثبات کارایی و اعتبار بازاریابی عصبی، محققان و مدیران بازاریابی اغلب از پذیرش آن سرباز می زنند! شاید فکر می کنند نورو مارکتینگ ارزش سرمایه گذاری و توجه را ندارد!

با این حال، باید گفت که چنین فرضیه ای حقیقت دارد. علوم اعصاب شناسی می تواند به کاهش عدم قطعیت های مرتبط با فعالیت های بازاریابی کمک کند. به این شیوه که در درک بهتر رفتارهای مصرف کننده مفید واقع شود.

اما تعریف بازاریابی عصبی:

«نورو مارکتینگ» یا «بازاریابی عصبی» حوزه ای است که رفتارهای مغز را برای انجام تلاش های بازاریابی بررسی می کند. این تلاش ها می تواند حتی شامل دستکاری رفتار مصرف کننده نیز باشد!

موضوع جالب شد، مگر نه؟ تا همین اواخر، بازاریابی عصبی به عنوان یک علم مرزی عجیب و غریب شناخته می شد. اما امروزه به یک شاخه تحصیلی و یک موضوع محبوب تبدیل شده است (شما حتی می توانید این دوره را به صورت آفلاین بگذارنید و از منافع آن استفاده کنید! اینجا را ببینید).

اجازه دهید کمی تخصصی تر وارد موضوع شویم. بازاریابی عصبی، به ابزارهای سنجش فیزیولوژیکی نیاز دارد و یک علم میان رشته‌ای است. اما قواعد و تکنیک های خاصی در بازاریابی عصبی وجود دارد که حتی بازاریابان کم تجربه نیز می توانند با مطالعه مقالات و کتاب های آموزشی از آنها استفاده کنند. اما به طور تخصصی، در نورو مارکتینگ سیگنال های فیزیولوژیکی و عصبی مشتریان بالقوه اندازه گیری می شود تا در مورد انگیزه ها، ترجیحات و تصمیماتی که می گیرند بینش کامل تری به دست آید. این اندازه گیری با اهداف علمی و پژوهشی و توسط متخصصان علوم اعصاب، به دو روش می تواند انجام شود:

  1. اسکن مغز، که فعالیت عصبی را اندازه گیری می کند
  2. ردیابی فیزیولوژیکی، که حرکت چشم و سایر عوامل آن فعالیت را اندازه گیری می نماید.

در نگاه اول شاید موضوع به نظر پیچیده و دشوار بیاید و از دیدگاه علمی نیز واقعا همینطور است. فعالیت های مغز انسان از پیچیده ترین موضوعات جهان هستی است. اما به شما اطمینان می دهیم که ارزشش را دارد بیشتر به آن توجه کنید. در بخش بعدی نشان می دهیم که تکنیک های بازاریابی عصبی واقعا تا چه اندازه می توانند بر یک کسب و کار تاثیر بگذارند!

می خواهید بدانید چه کسانی می توانند از تکنیک های بازاریابی عصبی بیشترین بهره را ببرند؟ تست شخصیت شناسی زیر را تکمیل کنید و ببینید آیا در فهرست مشاغل مطلوب شما به بازاریابی اشاره شده است یا خیر!

اهمیت کاربرد های نورو مارکتینگ برای کسب و کارهایی که می خواهند رشد کنند

در کسب و کار خودتان از چه روش هایی در بازاریابی استفاده می کنید؟ دیجیتال مارکتینگ؟ بازاریابی چریکی؟ بازاریابی رویداد؟ یا انواع دیگر بازاریابی؟ بازاریابی عصبی در تمام این زمینه ها می تواند کمکتان کند. در حقیقت، نورو مارکتینگ ابزاری برای تقویت استراتژی های بازاریابی شماست که آنها را غنی تر و تاثیرگذارتر می نماید.

برای بررسی کاربرد های نورو مارکتینگ در کسب و کار باید ابتدا بررسی کنیم که مبنای علمی بازاریابی عصبی چیست و چرا می تواند در بازاریابی و فروش محصولات کمکمان کند. همانطور که در بالا گفتیم، اسکن مغز و ردیابی فیزیولوژیکی دو روش اندازه گیری سیگنال های مغزی است. اسکن مغزی خود از دو ابزار بهره می برد: fMRI (تصویربرداری رزونانس مغناطیسی کاربردی، که تغییرات جریان خون در سراسر مغز را اندازه گیری می کند) و EEG (الکتروانسفالوگرام، که فعالیت سلول های مغز را با استفاده از حسگرهایی که روی پوست سر فرد قرار می گیرند، می خواند).

البته این اندازه گیری ها همان قدر که اسم هایشان نشان می دهند تا حدودی گران قیمت هستند. بنابراین متخصصان بازاریابی عصبی ترجیح می دهند از روش دوم یعنی ردیابی فیزیولوژیکی استفاده کنند که کاربرد آنها هم ساده تر است. در این روش از راه هایی مانند ردیابی چشم (از طریق نقاط ثابت چشم و گشاد شدن مردمک)، کد گذاری صورت (خواندن حرکت دقیقه ای عضلات صورت)، اندازه گیری ضربان قلب، تعداد تنفس در دقیقه و رسانایی پوست استفاده می شود.

با مشاهده جدول زیر می توانید توضیحات بیشتری در مورد این روش ها بخوانید که موضوع را قدری روشن تر می کند:

تکنیک های بازاریابی عصبی چطور می تواند در کنار بازاریابی سنتی به کسب و کارها کمک کند؟

مطالعات دانشگاهی نشان داده است که انجام این تحقیقات می تواند تاثیر شگرفی در کسب و کارها ایجاد کند. به عنوان مثال، فکر می کنید کدام یک از این دو شخص کار خود را بهتر انجام می دهند؟ یک بازاریاب تلفنی که پس از تماس با مشتری بالقوه احتمالی، به صورت سلسله وار محصولی را معرفی می کند و مزایای آن را برمی شمارد و مخاطب را در محدودیت زمانی برای تخفیف قرار می دهد و منتظر پاسخ می ماند، یا بازاریاب دیگری که از همان ابتدای تماس، با صحبت شمرده، فراز و نشیب صدای خود، برانگیختن احساسات، توجه به لحن پاسخگویی یا حتی ریتم تنفس مخاطب، جملاتش را تغییر می دهد تا بازخورد بهتری بگیرد؟

نکته مهم در همین جا نهفته است. رویکردهای سنتی بازاریابی ضعف های ذاتی قابل توجهی دارند؛ برای مثال، مخاطبان فعالیت های بازاریابی همیشه در مورد خاطرات، احساسات و ترجیحات خود صحبت نمی کنند! مردم در یادآوری دانسته‌های خود ضعیف هستند؛ ممکن است بخواهند راضی کننده به نظر برسند یا حتی از سر خجالت دروغ بگویند! واکنش آنها، بستگی مستقیم به حرف هایی دارد که از دهان بازاریاب خارج می شود.

هرچند که تکنیک های پر هزینه بازاریابی عصبی تنها زمانی به کار کسب و کارها می آید که اولا برای توسعه و رقابت آنها حیاتی باشد و دوما در مراحل پایانی توسعه سازمان و پس از انجام باقی الزامات انجام شود؛ اما هنوز نورو مارکتینگ کاربرد های زیادی در کسب و کارهای حتی کوچک دارد. و این کاربردها را می توان با مشاهده نمونه های موفق، نتایجی که قبلا ثابت شده‌اند، کسب اطلاعات و آگاهی در مورد تکنیک های بازاریابی عصبی از طریق مطالعه کتاب های مرتبط با این حوزه و روش هایی از این دست پیدا کرد.

کاربرد های بازاریابی عصبی: مثال های موفق عملیاتی که باید آنها را بدانید!

به جهت موفقیت چشمگیر نمونه های واقعی دنیای تجارت، روز به روز بر اهمیت علوم اعصاب در کسب و کارها افزوده می شود و این نه مختص به بخش بازاریابی، بلکه حتی بسط‌یافته به سایر سطوح کسب و کارهاست. به قدری که در تعریف سرفصل های آموزشی جدیدی همچون نوروساینس در مدیریت در دوره های پیشرفته ای همچون Post DBA (پست دکترای مدیریت کسب و کار) مورد توجه قرار گرفته است. تعدادی از روش های کاربردی نورو مارکتینگ در کسب و کار به این شرح هستند:

1. توجه به مسیر و تمرکز نگاه مخاطب

از قدیم گفته اند آگهی های تبلیغاتی که افراد در آن شرکت کنند، بسیار موثرتر از تبلیغات بدون حضور افراد است. جالب است بدانید تصاویر و ویدیوهایی که شامل نوزادان می شوند، بیشتر و طولانی تر می توانند تمرکز مشتریان بالقوه را روی خود نگه دارند. مدیران بازاریابی و تبلیغات با استفاده از این کاربرد بازاریابی عصبی، تلاش کرده اند تا فروش محصولات مرتبط با کودک و نوزاد را با استفاده از نماهای نزدیک از چهره های زیبای کودکان افزایش دهند. اما بازاریابی عصبی همچنین نشان می دهد که این کار به تنهایی کافی نیست!

نتیجه سنجش تمرکز مخاطب، هنگامی که نوزاد به روبه‌رو نگاه می کند

نتیجه سنجش تمرکز مخاطب، هنگامی که نوزاد به محتوای تبلیغاتی نگاه می کند

محققات بازاریابی عصبی دریافته اند که وقتی نوزاد یا کودک به دوربین نگاه می کند، بیشتر تمرکز بینندگان روی صورت اوست و توجه کمتری به بقیه بخش های محتوای تبلیغاتی دارند. ولی اگر نوزاد نگاه خود را به سمت محصول یا متن تبلیغاتی معطوف کند، تمرکز مخاطبان هم روی آن موارد به نحو قابل توجهی بالا می رود.

2. بخرید، قبل از اینکه تمام شود!

یکی از نتایج جالب بازاریابی عصبی، این است که مردم از ضرر گریزان اند. آنها نگران این هستند که ممکن است چیزهای خوب را از دست بدهند. شعارهای تبلیغاتی مانند «تخفیف به مدت محدود»، «حراج پایان فصل» و «قبل از اتمام موجودی خرید کنید» به همین دلیل بسیار موثر هستند.

وقتی مشتری در مقابل یک دوراهی قرار می گیرد که یکی از آنها نشان دهنده ضرر اوست، احتمال خرید بسیار بیشتر است. به همین دلیل، مفهومی به نام «فریمینگ» در بازاریابی عصبی اهمیت پیدا می کند. این تکنیک نشان می دهد که چگونه تبلیغ کنندگان، تبلیغات خود را به گونه ای در برابر مشتریان نمایش می دهند که آنها پول نقد خودشان را به سمت خرید از آنان سرازیر کنند.

3. لنگر انداختن در ذهن مشتری!

اولین اطلاعاتی که مشتری شما از محصول شما دریافت می کند بسیار مهم است. این اطلاعات می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های بعدی باشد و رفتار خرید آنها را تعیین کند. عصب شناسان متوجه یک نقش در عملکرد ذهن شده اند که بر فرآیند تصمیم گیری تاثیر می گذارد. به این شکل که ما به عنوان یک فرد، به ندرت قادریم ارزش ذاتی چیزها را ارزیابی کنیم. اما در عوض چیزها را با گزینه های دیگر مقایسه می کنیم.

بنابراین، یک کاربرد ارزشمند بازاریابی عصبی، استفاده از «اثر لنگر» است. برای مثال، اگر به دو اتاق هتل نگاه می‌کنید که قیمت‌های مشابهی دارند، اما یکی از آن‌ها صبح‌ها قهوه رایگان ارائه می‌دهد، به احتمال زیاد اتاق با قهوه رایگان را انتخاب می‌کنید. شما به احتمال زیاد کیفیت اتاق های دیگر یا ویژگی های دقیق آنها را بررسی نخواهید کرد.

سرپرستان و مدیران تبلیغاتی معمولا هنگام مقایسه چند محصول یا بسته با یکدیگر از این مزیت استفاده می کنند. به این ترتیب مشتری با دیدن این مقایسه ناخودآگاه توجهش به گزینه ای که به عنوان گزینه بهتر معرفی شده، جلب می شود.

4. قیمت گذاری هیجان انگیز!

چگونگی قیمت گذاری محصولات به گونه ای که مصرف کنندگان را وسوسه کند، یک مبحث چالش برانگیز است. همه ما می دانیم که اگر قیمت چیزی را به جای 10 تومان، 9.9 تومان قرار دهیم از یک تاکتیک تبلیغاتی استفاده کرده ایم. اما این تاکتیک واقعا جواب می دهد؟

نتایج جدید کاربرد بازاریابی عصبی در کسب و کارها پاسخ این سوال را روشن می کند. این اطلاعات جدید نشان می دهد که ارقام «گرد شده» بیشتر تصمیم گیری ها را به لحاظ احساسی تغییر می دهند. در حالی که ارقام پیچیده و دارای اعشار و خرده زمانی که مغز به لحاظ منطقی درگیر قیمت محصول است، روی تصمیم گیری بهتر اثر می گذارند. دلیل این موضوع این است که اعداد مختلط کار مغز را برای تحلیل سخت تر می کنند. این باعث می شود مشتری فکر کند محصولی که قیمت پیچیده تری دارد، یک انتخاب منطقی تر و معقول تر است.

5. بازاریابی عصبی در طراحی وب سایت

مدیران از تکنیک های بازاریابی عصبی برای اطلاع از نحوه طراحی وب سایت ها استفاده می کنند. انتخاب طرح های رنگی، چیدمان ها، اندازه فونت و… از جمله مواردی است که متخصصان بازاریابی عصبی می توانند آنها را بررسی کنند. برخی از این موارد بسیار واضح و آشکار هستند. برای مثال استفاده از گواهی های اینترنتی، ابزارک ها و منوهای ساده مطمئنا مشتریان بیشتری را به وب سایت جذب می کند.

نکته جالب دیگر این است که طراحی وب سایت به سبک افقی و جدید، کمتر از طراحی به شکل عمودی سنتی تاثیرگذار است. دلیلش هم این است که خواندن صفحات وب از بالا به پایین، بیشتر مغز را درگیر می کند و مخاطب را به دنبال خودش می کشاند. در این میان، نقش بازاریابی عصبی را در محتواهای سایت خودتان نادیده نگیرید! چک لیست زیر به شما کمک می کند که کیفیت محتوای سایت خودتان را به اندازه ای بالا ببرید که مخاطبانتان را درگیر کند.

6. یک تیتر به یاد ماندنی و جالب توجه!

«تیتر» یکی از اولین چیزهایی است که بیننده می بیند. بنابراین واضح است که باید برجسته شود و مورد توجه او قرار بگیرد. ابداع یکی از تکنیک های جدید در بازاریابی عصبی به نام «سرفصل های هیپوکامپ» در این کار موثر است. این تکنیک به این صورت عمل می کند: هیپوکامپ یک ساختار پیچیده مغزی است که نقش مهمی در یادگیری و حافظه دارد. این بخش یادآوری و تنظیم حافظه عاطفی را کنترل می کند. زمانی که یک عبارت آشنا کمی تغییر می کند، این بخش فعال می شود و توجه ما را برمی انگیزد. بنابراین اینجا بازاریابی عصبی به کمک فروش محصولاتی همچون نشریات، روزنامه ها و کتاب های گوناگون می آید.

دیگر تکنیک های بازاریابی عصبی

اما کاربرد های بازاریابی عصبی در کسب و کارها محدود به موارد گفته‌شده در بالا نیست! موارد بی شمار دیگری نیز وجود دارد که تکنیک های قدرتمند نورو مارکتینگ می تواند تاثیرگذاری تبلیغات شما را چندین برابر کند. برای مثال می توان به این ها اشاره کرد:

  • کاربرد بازاریابی عصبی در انتخاب بسته‌بندی (مثلا بر اساس یک پژوهش، مشتریان بیشتر جذب بسته‌بندی های مات می شدند تا براق!)
  • استفاده کلیدی از رنگ ها (رنگ ها بر احساسات مشتریان تاثیر می گذارند. برای مثال، طیف رنگی آبی عموما به دنبال جذب افراد حرفه ای در یک زمینه است)
  • تست نمونه های اولیه محصول (برای بررسی اینکه کدام ویژگی، بیشتر حس خرید افراد را تحریک می کند)
  • پاداش و مجازات! (بله، این هم یکی از تکنیک های بازاریابی عصبی است. برای مثال، شرکت های بازی سازی از این تکنیک استفاده می کنند)
  • استفاده از تأییدیه افراد مشهور برای تأثیرگذاری بر تصمیم خرید (بازاریاب‌های عصبی از اسکن‌های fMRI برای درک نحوه واکنش مصرف‌کنندگان به تأییدیه‌های افراد مشهور استفاده کرده‌اند)
  • کاربرد نورو مارکتینگ در آشکارسازی پاسخ های پنهان (در یک تبلیغ خاص شرکت Cheetos، زنی برای شوخی لباس های سفید دوستش را پر از پفک های نارنجی کرد. ارزیابی EEG نشان داد که مخاطبان از تبلیغ خوششان آمد. اما آنان می ترسیدند اگر بگویند این تبلیغ طنزآمیز و جذاب است، مورد قضاوت یکدیگر قرار بگیرند!)
  • سرعت بالا و راحتی بیشتر (شرکت ها اغلب به دنبال القای حس امنیت هستند، اما ممکن است سرعت و کارایی چیزی باشد که مشتریان واقعا به دنبال آن هستند. پی پال با انجام مطالعه ای متوجه شد که راحتی، بیشتر از امنیت مغز مشتریان را درگیر می کند)
  • طراحی محصول با نورو مارکتینگ (برای مثال، اسکن‌های fMRI می‌توانند به درک نحوه واکنش افراد به جنبه‌های مختلف یک محصول (مانند شکل، رنگ یا اندازه) کمک کنند)

چگونه بازاریابی عصبی را یاد بگیریم؟ دوره آموزشی مناسب و معرفی کتاب های نورو مارکتینگ

بازاریابی را نمی شود صرفا با مطالعه یاد گرفت! برای تقویت مهارت بازاریابی و استفاده صحیح از کاربرد های بازاریابی عصبی، به عنوان یک بازاریاب نیازمند تمرین، اجرای پروژه های عملی و راهنمایی خواهید بود. در ادامه چند مورد از کتاب های سودمند در حوزه بازاریابی عصبی را معرفی می کنیم و سپس بهترین شیوه را برای آموزش در این زمینه به شما معرفی می نماییم. اما پیش از آن، مطالعه مقاله زیر را که به توضیح یکی از بخش های مرتبط با بازاریابی یعنی بخش «تبلیغات» می پردازد، به شما توصیه می نماییم.

معرفی تعدادی از برترین کتاب های منتشرشده در ایران با موضوع بازاریابی عصبی

بازاریابی عصبی: 23 ترفند جدید برای افزایش فروش با شناخت عملکرد مغز | نویسنده: ژان بقوسیان، مترجم: آذر جوزی | نشر کلید آموزش

کتاب بازاریابی عصبی مجموعه ای از متدهای علمی و جدید روش های نفوذ به ذهن مشتری و بازاریابی عصبی است که با کمترین بودجه امکان پذیر است؛ ایده هایی که تاثیرشان بلافاصله پس از اجرا خودنمایی می کند. در این کتاب می آموزید از حواس پنجگانه مشتری تان بهره بگیرد، با مغز قدیم به گفت و گو بپردازید، با کمک مشتریان خود بر دیگران تاثیر بگذارید و…

بازاریابی عصبی: کنکاش در مغز مصرف کننده | نویسنده: لئون زوراویکی، مترجمان: کامبیز حیدرزاده، حسین علی سلطانی | نشر علم

این کتاب به جای تحلیل گذشته بسیاری از متون بازاریابی، بینش های آینده نگرانه را ارائه می کند. مدیران ارشد و باهوش بازاریابی از عصب شناسی نه فقط به عنوان ابزاری برای شناخت بهتر مشتریان، بلکه برای افزایش سهم بازار خود و عملکرد بهتر از رقیبان برای جذب و نگهداری مشتریان بهره می گیرند. نام دیگر این کتاب بازاریابی عصب پایه است.

نورو مارکتینگ: نظریه و کاربرد | نویسنده: پرویز درگی | نشر بازاریابی

این کتاب به چهار فصل آشنایی با علوم شناختی، آشنایی با علم اعصاب شناختی، روانشناسی – علم اعصاب و اقتصاد و علم عصب – تجارت تقسیم می شود و اطلاعات جامعی را در اختیار مخاطب می گذارد.

بازاریابی عصبی و اصول اخلاقی | نویسندگان: مقدسه محمدیان، بهاره کوهمره حسینی، احسان محمودی | نشر ادیبان روز

این کتاب به بررسی اصول اخلاقی و قابل توجهی می پردازد که بازاریابان در استفاده از تکنیک های بازاریابی عصبی باید به آنها توجه داشته باشند.

شرکت در دوره های آموزشی، بهترین روش یادگیری نورو مارکتینگ

بازاریابی عصبی یا نورو مارکتینگ امروزه در مدارس کسب و کار بسیاری در دنیا که دوره های مرتبط با مدیریت و تجارت را برگزار می کنند، مورد اقبال قرار گرفته است. تحصیل در کلاس های آموزشی و مهارتی می تواند در کنار ارائه دانش لازم به شما در این زمینه، شما را با علاقمندان و متخصصان دیگر در حوزه بازاریابی عصبی آشنا کند و به هم افزایی علم شما در مورد تکنیک های نورو مارکتینگ کمک نماید. موسسه علوم و فنون تهران برگزارکننده دوره های پیشرفته کسب و کار همچون MBA و DBA و دوره های تک درس مرتبط از جمله نورو مارکتینگ است. شما می توانید اطلاعات مربوط به دوره بازاریابی عصبی را اینجا مشاهده کنید و یا برای کسب اطلاعات در مورد این دوره آفلاین با مشاورین ما تماس بگیرید.

جمع بندی: آیا تکنیک های بازاریابی عصبی در آینده بیشتر مورد اقبال قرار می گیرد؟

به طور کلی بازاریابی عصبی مفهوم جدیدی نیست، اما شاید به تازگی نام آن در میان مدیران کسب و کارها جا افتاده باشد. با وجود یافته های آکادمیک امیدوار کننده، بازاریابان در استفاده از نورو مارکتینگ خوب عمل نکرده اند. این بی میلی و عدم تمایل، تا حدی به دلیل این است که مدیران بازاریابی باور ندارند که تکنیک های بازاریابی عصبی بتواند بینش مفیدتری نسبت به روش های بازاریابی سنتی ارائه دهد. آنها معتقدند دستاوردهای نورو مارکتینگ همان چیزهایی است که خودشان در گذشته هم می دانستند!

با این حال، این تردید در حال کمرنگ شدن است. بازاریابی عصبی در پنج سال گذشته به سرعت پیشرفت کرده است. به حدی که پزشکان حوزه اعصاب پروژه های زیادی را در این مورد انجام داده اند و از طرف دیگر، نورو مارکتینگ وارد مباحث و کتاب های آموزشی دانشجویان مدیریت و بازاریابی شده است. بنابراین دور از انتظار نیست که مدیران آینده کسب و کارها، به بازاریابی عصبی متفاوت از گذشته نگاه کنند.

برخی از روش های بازاریابی عصبی می تواند هزینه بر باشد. با این حال تعدادی از این روش ها اثبات شده هستند و مدیران می توانند با هزینه کمتری آنها را در سازمان خود پیاده کنند. در مجموع، چشم انداز بازاریابی عصبی در سازمان ها بسیار روشن است.

ویدیوی زیر از زبان استاد موسسه علوم و فنون تهران گویای اهمیت بازاریابی عصبی در سازمان هاست:

امیدواریم مطالعه این مقاله توانسته باشد به سوالات شما در موضوع نورو مارکتینگ پاسخ دهد. در صورت تمایل، می توانید نظرات و دیدگاه های خود را در مورد بازاریابی عصبی با ما در میان بگذارید.

ثبت امتیاز

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *