کاربرد بازاریابی عصبی | 15 نمونه موفق در عمل

فهرست مطالب

0
(0)

بازاریابی عصبی امروزه یک تکنیک بازاریابی محبوب و پرطرفدار در جهان است. امروزه بسیاری از شرکت ها و دانشگاه های بزرگ از بازاریابی عصبی استفاده می کنند. با وجود چنین تاثیر گسترده ای در دنیای بازاریابی، هنوز بسیاری از افراد دقیقا نمی دانند که بازاریابی عصبی چیست و کاربرد های آن چگونه است. در این مقاله با ما همراه باشید تا به تشریح 15 نمونه موفق کاربرد بازاریابی عصبی بپردازیم. اگر می خواهید در مورد بازاریابی عصبی یا همان نورومارکتینگ بیشتر بدانید، مطالعه مقاله زیر را نیز به شما توصیه می کنیم.

 


بیشتر بخوانید: بازاریابی عصبی به چه معناست؟


 

تعدادی از روش های کاربردی نورو مارکتینگ در کسب و کار به این شرح هستند:

 

  1. توجه به مسیر و تمرکز نگاه مخاطب

از قدیم گفته اند آگهی های تبلیغاتی که افراد در آن شرکت کنند، بسیار موثرتر از تبلیغات بدون حضور افراد است. جالب است بدانید تصاویر و ویدیوهایی که شامل نوزادان می شوند، بیشتر و طولانی تر می توانند تمرکز مشتریان بالقوه را روی خود نگه دارند. مدیران بازاریابی و تبلیغات با استفاده از این کاربرد بازاریابی عصبی، تلاش کرده اند تا فروش محصولات مرتبط با کودک و نوزاد را با استفاده از نماهای نزدیک از چهره های زیبای کودکان افزایش دهند. اما بازاریابی عصبی همچنین نشان می دهد که این کار به تنهایی کافی نیست!

 

 

محققات بازاریابی عصبی دریافته اند که وقتی نوزاد یا کودک به دوربین نگاه می کند، بیشتر تمرکز بینندگان روی صورت اوست و توجه کمتری به بقیه بخش های محتوای تبلیغاتی دارند. ولی اگر نوزاد نگاه خود را به سمت محصول یا متن تبلیغاتی معطوف کند، تمرکز مخاطبان هم روی آن موارد به نحو قابل توجهی بالا می رود.

بنابراین مدیران و سرپرستان بازاریابی اکنون متوجه شده اند که تنها استفاده از افراد در تبلیغات کافی نیست. بلکه مهم این است که آن فرد نگاه و توجه خود را به محصول یا تبلیغ بدهد و این یکی از کاربردهای بازاریابی عصبی در کسب و کار است.

 

  1. کاربرد بازاریابی عصبی در بسته‌بندی

همه ما می دانیم که بسته‌بندی های خاص و جذاب بیشتر جالب توجه هستند. تبلیغ کنندگان و فروشندگان هم این موضوع را همیشه می دانسته اند. اما بازاریابی عصبی این واقعیت را از ابعاد جدیدی مورد بررسی قرار می دهد. برندهایی مانند Campbell’s و Frito-Lay از تصویربرداری عصبی برای بازطراحی پکیج های خود استفاده کرده اند. مطالعات انجام شده در این شرکت ها، تاثیرات رنگ، متن و تصاویر روی بسته‌بندی بر مشتریان را نشان می دهد.

در نتیجه این مطالعات، آنها فهمیدند که مشتریان به بست‌بندی های براق پاسخ منفی بیشتری می دهند. اما بسته‌بندی های مات را دوست دارند. Frito-Lay از این نتیجه برای تغییر بسته‌بندی های خود از براق به مات استفاده کرد. تکنیک ها و کاربرد های بازاریابی عصبی امروزه به طور گسترده ای در این حوزه استفاده می شود.

 

  1. استفاده کلیدی از رنگ ها

هنگام انتخاب رنگ برای مخصولات یا تبلیغات خود، باید این را به یاد داشته باشید که رنگ ها بر احساسات مشتریان شما تاثیر می گذارند. آنها می توانند طیف وسیعی از احساسات گوناگون را تحت تاثیر قرار دهند و مطالعات متعددی این موضوع را اثبات کرده است.

 

بازاریابی عصبی

 

استفاده موثر از رنگ می تواند یک ابزار بازاریابی قدرتمند باشد. کارشناسان بازاریابی عصبی که در زمینه کاربرد رنگ در تبلیغات تخصص دارند، رنگ ها را به زیر گروه هایی تقسیم کرده اند تا چگونگی استفاده موثر از آنها را ساده تر نشان دهند. برای مثال، طیف رنگی آبی (سرد) عموما به دنبال جذب افراد حرفه ای در یک زمینه است.

 

  1. کارایی تبلیغات

سالیان متمادی، تصویربرداری از مغز صرفا یک کار علمی یا آکادمیک بود. با این حال، بازاریابی عصبی از پتانسیل باورنکردنی تصویربرداری fMRI بهره برده است تا به ما بینشی در مورد رفتار انسان و عادات مصرف کننده بدهد.

یکی از نمونه های این ماجرا مقایسه کمپین های تبلیغاتی قبل از انتشار آنها برای عموم مردم است. در یک مطالعه خاص، سه آگهی مختلف برای خط تلفنی موسسه ملی سرطان به شرکت کنندگان ارائه شد. آن تبلیغی که بیشترین میزان فعالیت مغز را به همراه داشت، توانست تماس های بسیار بیشتری را با آن خط تلفن صورت دهد. بنابراین این رویکرد جدید می تواند برای شناسایی کمپین های تبلیغاتی موثر با استفاده از تصویربرداری مغزی موثر باشد. fMRI پتانسیل باورنکردنی برای تقویت استراتژی های بازاریابی، افزایش تعامل و اقدامات بازاریابی دارد.

 

  1. فلج کردن مشتریان با تنوع و گستردگی تبلیغ!

گاهی اوقات، تحقیقات رفتار مصرف کننده برخلاف آنچه قبلاً باور داشتیم، عمل می کند. مطالعه ای توسط دانشگاه کلمبیا نشان داد که انتخاب های زیاد ممکن است در واقع یک عامل بازدارنده برای مشتریان بالقوه باشد. این مطالعه نشان داد وجود نمایشگرهایی که دارای طیف وسیع و متعددی از گزینه های خرید باشند، باعث می شود مشتریان کمتر از خرید منصرف شوند و در نهایت اقدام به خرید کنند.

 

 

بنابراین یکی از کاربرد های بازاریابی عصبی این است که نشان دهد مشتری چه تعداد و چه میزان از انتخاب ها را باید در اختیار داشته باشد تا خریدی انجام دهد. البته اگر این میزان بیش از حد باشد، ممکن است نتیجه معکوس بدهد و باعث گیج شدن کامل مشتریان بالقوه شود.

 

  1. ارزیابی رضایت، از کاربرد های بازاریابی عصبی

تجزیه و تحلیل واکنش هیجانی (ERA) از تصویربرداری EEG برای شناسایی واکنش عاطفی یک فرد به یک محصول، تبلیغات و غیره استفاده می کند. سطح تعامل یا برانگیختگی عاطفی مشتری در رابطه با یک محصول برای فرد تبلیغ کننده بسیار ارزشمند است. به عنوان مثال، اگر متوجه شوید مشتری بالقوه در پاسخ به محصول شما دچار سطح بالایی از ناامیدی می شود، مشخص است که مشکلی در معرفی و عرضه محصول وجود دارد. EEG همچنین می تواند برای ارزیابی رضایت مصرف کننده استفاده شود. به طور کلی، روش های fMRI و EEG می توانند موثرترین کاربرد های بازاریابی عصبی در کسب و کارها باشند.

 

  1. خرید قبل از اتمام

یکی از نتایج جالب بازاریابی عصبی، این است که مردم از ضرر گریزان اند. آنها نگران این هستند که ممکن است چیزهای خوب را از دست بدهند. شعارهای تبلیغاتی مانند «تخفیف به مدت محدود»، «حراج پایان فصل» و «قبل از اتمام موجودی خرید کنید» به همین دلیل بسیار موثر هستند.

وقتی مشتری در مقابل یک دوراهی قرار می گیرد که یکی از آنها نشان دهنده ضرر اوست، احتمال خرید بسیار بیشتر است. به همین دلیل، مفهومی به نام «فریمینگ» در بازاریابی عصبی اهمیت پیدا می کند. این تکنیک نشان می دهد که چگونه تبلیغ کنندگان، تبلیغات خود را به گونه ای در برابر مشتریان نمایش می دهند که آنها پول نقد خودشان را به سمت خرید از آنان سرازیر کنند.

بازاریابی عصبی می تواند در بخش های مختلفی از کسب و کار مورد توجه قرار بگیرد. برای آگاهی بیشتر در این مورد، می توانید به مقاله زیر مراجعه کنید.

 


بیشتر بخوانیدکاربردهای بازاریابی عصبی در کسب و کار را بشناسید


 

  1. لنگر انداختن

اولین اطلاعاتی که مشتری شما از محصول شما دریافت می کند بسیار مهم است. این اطلاعات می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های بعدی باشد و رفتار خرید آنها را تعیین کند. عصب شناسان متوجه یک نقش در عملکرد ذهن شده اند که بر فرآیند تصمیم گیری تاثیر می گذارد. به این شکل که ما به عنوان یک فرد، به ندرت قادریم ارزش ذاتی چیزها را ارزیابی کنیم. اما در عوض چیزها را با گزینه های دیگر مقایسه می کنیم.

 

بازاریابی عصبی

 

بنابراین، یک کاربرد ارزشمند بازاریابی عصبی، استفاده از «اثر لنگر» است. برای مثال، اگر به دو اتاق هتل نگاه می‌کنید که قیمت‌های مشابهی دارند، اما یکی از آن‌ها صبح‌ها قهوه رایگان ارائه می‌دهد، به احتمال زیاد اتاق با قهوه رایگان را انتخاب می‌کنید. شما به احتمال زیاد کیفیت اتاق های دیگر یا ویژگی های دقیق آنها را بررسی نخواهید کرد.

سرپرستان و مدیران تبلیغاتی معمولا هنگام مقایسه چند محصول یا بسته با یکدیگر از این مزیت استفاده می کنند. به این ترتیب مشتری با دیدن این مقایسه ناخودآگاه توجهش به گزینه ای که به عنوان گزینه بهتر معرفی شده، جلب می شود. لنگر انداختن یکی از کاربرد های بازاریابی عصبی است که به شما کمک می کند معامله را به سمت درستی تغییر دهید.

 

  1. تبلیغ سرعت بالا و راحتی بیشتر

بازاریابی عصبی برای تشخیص ترجیحات مشتری نیز مفید است. شرکت ها اغلب به دنبال القای حس امنیت هستند، اما ممکن است سرعت و کارایی چیزی باشد که مشتریان واقعا به دنبال آن هستند. پی پال با انجام مطالعه ای متوجه شد که راحتی، بیشتر از امنیت مغز مشتریان را درگیر می کند. این شرکت از این مطلب استفاده کرد تا بیشتر روی سیستم پرداخت سریع خود تبلیغ کند.

 

  1. کاربرد بازاریابی عصبی در آشکارسازی پاسخ های پنهان

شرکت Cheetos هنگام آزمایش یک تبلیغ جدید، از گروه های تمرکز و EEG برای ارزیابی پاسخ مصرف کننده استفاده کرد. در این تبلیغ خاص، زنی برای شوخی لباس های سفید دوستش را پر از پفک های نارنجی کرد. گروه های کانونی گفتند به تبلیغ علاقه ای نداشتند. اما مطالعه EEG روی آنها نشان داد که در حقیقت از آن خوششان آمده است. شرکت کنندگان می ترسیدند اگر بگویند این تبلیغ طنزآمیز و جذاب است، مورد قضاوت یکدیگر قرار بگیرند و به نظر بدجنس برسند! بنابراین بازاریابی عصبی می تواند افکار و ترجیحات پنهان مشتریان را نیز آشکار کند.

 

  1. پاداش و مجازات

حتی صنعت طراحی بازی های ویدیویی نیز از اصول روان شناختی در فرآیند طراحی محصولات خود استفاده می کند. به ویژه با استفاده از سیستم پاداش و تنبیه برای ساخت بازی های جذاب و حفظ علاقه مردم به آنها. بالا بردن سطح پاداش ارائه شده در بازی، می تواند سطح دوپامین (یک انتقال دهنده عصبی) را در مغز بالا ببرد. این ماده موجب ایجاد لذت و تداعی حس خوب در مخاطب و افزایش میل او به ادامه بازی می شود. طراحان بازی در حال حاضر حتی روان شناسانی را برای کمک استخدام می کنند.

 

  1. آزمایش نمونه اولیه، یک کاربرد بازاریابی عصبی

واضح است که تبلیغات روی رفتار مصرف کننده تاثیر حیاتی دارد. این تاثیر می تواند حتی با استفاده از نمونه اولیه محصول نیز ایجاد شود.

 

کاربرد بازاریابی عصبی

 

یک مورد معروف کاربرد بازاریابی عصبی، شرکت هیوندای است که از EEG برای آزمایش نمونه های اولیه خود استفاده کرد. آنها فعالیت مغز تعدادی از مشتریان بالقوه را در پاسخ به ویژگی‌های مختلف در طراحی خودرو اندازه‌گیری و بررسی کردند که کدام ویژگی، بیشتر حس خرید افراد را تحریک می کند. نتایج این مطالعه هیوندای را بر آن داشت تا طراحی بیرونی خودروها را تغییر دهد.

 

  1. تعیین قیمت مناسب

چگونگی قیمت گذاری محصولات به گونه ای که مصرف کنندگان را وسوسه کند، یک مبحث چالش برانگیز است. همه ما می دانیم که اگر قیمت چیزی را به جای 10 تومان، 9.9 تومان قرار دهیم از یک تاکتیک تبلیغاتی استفاده کرده ایم. اما این تاکتیک واقعا جواب می دهد؟

نتایج جدید کاربرد بازاریابی عصبی در کسب و کارها پاسخ این سوال را روشن می کند. این اطلاعات جدید نشان می دهد که ارقام «گرد شده» بیشتر تصمیم گیری ها را به لحاظ احساسی تغییر می دهند. در حالی که ارقام پیچیده و دارای اعشار و خرده زمانی که مغز به لحاظ منطقی درگیر قیمت محصول است، روی تصمیم گیری بهتر اثر می گذارند. دلیل این موضوع این است که اعداد مختلط کار مغز را برای تحلیل سخت تر می کنند. این باعث می شود مشتری فکر کند محصولی که قیمت پیچیده تری دارد، یک انتخاب منطقی تر و معقول تر است.

 

  1. کاربرد بازاریابی عصبی در طراحی وب سایت

مدیران از تکنیک های بازاریابی عصبی برای اطلاع از نحوه طراحی وب سایت ها استفاده می کنند. انتخاب طرح های رنگی، چیدمان ها، اندازه فونت و… از جمله مواردی است که متخصصان بازاریابی عصبی می توانند آنها را بررسی کنند. برخی از این موارد بسیار واضح و آشکار هستند. برای مثال استفاده از گواهی های اینترنتی، ابزارک ها و منوهای ساده مطمئنا مشتریان بیشتری را به وب سایت جذب می کند.

نکته جالب دیگر این است که طراحی وب سایت به سبک افقی و جدید، کمتر از طراحی به شکل عمودی سنتی تاثیرگذار است. دلیلش هم این است که خواندن صفحات وب از بالا به پایین، بیشتر مغز را درگیر می کند و مخاطب را به دنبال خودش می کشاند.

کاربرد بازاریابی عصبی در بخش های بازاریابی و تبلیغات یک کسب و کار مورد توجه قرار می گیرد و از این جهت اهمیت دارد که تبلیغات موثرتری به مشتریان ارائه می دهد. اگر می خواهید با اهمیت تبلیغات در رشد و توسعه کسب و کارها آشنا شوید، نگاهی به مقاله زیر می تواند سودمند باشد.

 


بیشتر بخوانید: مدیریت تبلیغات چه نقشی در پیشرفت کسب و کارها دارد؟


 

  1. سرفصل های به یاد ماندنی

تیتر یکی از اولین چیزهایی است که بیننده می بیند. بنابراین واضح است که باید برجسته شود و مورد توجه او قرار بگیرد. ابداع یک تکنیک جدید بازاریابی عصبی به نام «سرفصل های هیپوکامپ» در این کار موثر است. این تکنیک به این صورت عمل می کند: هیپوکامپ یک ساختار پیچیده مغزی است که نقش مهمی در یادگیری و حافظه دارد. این بخش یادآوری و تنظیم حافظه عاطفی را کنترل می کند. زمانی که یک عبارت آشنا کمی تغییر می کند، این بخش فعال می شود و توجه ما را برمی انگیزد.

 

 

سخن پایانی

امیدواریم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید. به طور کلی بازاریابی عصبی مفهوم جدیدی نیست، اما شاید به تازگی نام آن در میان مدیران کسب و کارها جا افتاده باشد. برخی از روش های بازاریابی عصبی می تواند هزینه بر باشد. با این حال تعدادی از این روش ها اثبات شده هستند و مدیران می توانند با هزینه کمتری آنها را در سازمان خود پیاده کنند. نتیجه کاربرد بازاریابی عصبی می تواند در فروش، کارآمدی تبلیغات و سود یک کسب و کار تاثیر قابل توجهی بگذارد.

نظرت درباره این مقاله چیه؟

روی قلب کلیک کن تا رای بدی

امتیاز میانگین 0 / 5. تعداد رای ها 0

تا حالا کسی رای نداده، اولین نفری باش که رای میده

مقالات دیگر

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط

دریافت مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره رایگان در خصوص دوره ها و پکیج های آموزشی فرم زیر را پر کنید

ارتباط مستقیم

از طریق راه های زیر با ما در تماس باشید

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره رایگان، فرم زیر را پرکنید. مشاورین و کارشناسان ما در سریع ترین زمان پاسخگوی شما عزیزان خواهند بود.

دوره مدیریت نیروی بازاریابی و فروش
روزها
ساعت‌
دقیقه