به نظرتان چرا پزشکان و مهندسان در پست‌های مدیریتی دیده می‌شوند ولی کسانی که MBA خوانده‌اند عمل پیوند کلیه بر روی کسی انجام نمی‌دهند و آسمان‌خراش و پل طراحی نمی‌کنند؟! حقیقت این است که مهندسی، پزشکی، وکالت و بسیاری از مشاغل دیگر به‌عنوان حرفه‌هایی تخصصی که دانش و علم مختص به خود را می‌طلبند شناخته می‌شوند و افرادی که دانش و تخصص لازم را کسب نکرده‌اند حق ورود به این مشاغل را ندارند ولی این امر در مورد مدیریت چندان صدق نمی‌کند. در بین مدیران می‌توانید فارغ‌التحصیلان تمامی رشته‌ها را ببینید! ولی این روند در حال تغییر است و با گزار به اقتصاد دانشی و با افزایش تخصص گرایی در مدیریت، از فارغ‌التحصیلان دوره‌های MBA و DBA خواسته می‌شود حرفه‌ای‌های رشته خود باشند و با دانش و تخصص خود و نسبت به کسانی که رشته‌های مرتبط با مدیریت را نخوانده‌اند مزیت رقابتی پیدا کنند.
اما برای حرفه‌ای بودن نخست باید ببینیم حرفه‌ها چه ویژگی‌هایی دارند. دانستن این ویژگی‌ها و تلاش برای تحقق آن‌ها اولین گام در راه حرفه‌ای شدن است. در اینجا به چهار ویژگی مهم یک حرفه که در کتاب قهرمانان منابع انسانی، تألیف دیو اولریچ به آن‌ها اشاره شده می‌پردازیم:
مجموعه دانشی مشترک: نخستین ویژگی یک حرفه اتکای آن به دانشی تخصصی و تصمیم‌گیری مبتنی بر آن است. خوشبختانه در رشته مدیریت و MBA بدنه دانشی خوبی تشکیل شده است و فارغ‌التحصیلان مدیریت و MBA می‌بایست بر نظریه‌ها، رویکردها، روش‌ها و فنون توسعه داده‌شده در رشته خود تسلط داشته باشند.
تمرکز بر نتایج مشخص: پزشکان هدف و نتیجه قابل‌ارائه خود را سلامتی انسان‌ها می‌دانند. آیا برای مدیریت نیز می‌توان هدفی خاص تعیین کرد و به آن متعهد بود و در برابر تحقق آن اهداف پاسخگو بود؟ شاید اثربخشی و کارایی سازمان‌ها را بتوان نتیجه مشخص قابل‌ارائه از سوی مدیران دانست.
تعهد به استانداردهای حرفه‌ای: منشورهای حرفه‌ای نیز از جمله سازوکارهای مشروعیت دهی به حرفه‌ها محسوب می‌شوند.
نقش‌های واضح: حرفه‌ای‌ها باید برای خود نقش‌های واضحی مشخص کنند زیرا نمی‌توانند کارهای به‌شدت متنوع و ناهمگون انجام دهند.
هادی عارف
دانشجوی دکتری مدیریت منابع انسانی دانشگاه تهران

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.