قدرت، ابزاری تأثیرگذار ولی نامحبوب

مفهوم قدرت برای دانش‌آموختگان دوره‌هایMBA وDBA مفهومی آشناست. قدرت را توانایی نفوذ در دیگران و واداشتن آنان به انجام کار موردنظر خود تعریف کرده‌اند. از همین تعریف پیداست که یکی از اساسی‌ترین مؤلفه‌های هر کار مدیریتی، قدرت و استفاده از آن است. مدیری که نمی‌تواند زیردستان را وادار به انجام دادن کار موردنظر خود کند، اصلاً مدیر نیست. البته این واداشتن لزوماً به‌صورت اجباری نیست و می‌تواند از طریق تشویق و یا با اتکا به دانش و تخصص شخصی انجام شود. درست همان‌طور که یک پزشک با استفاده از تخصص خود، باعث می‌شود ما کارهای خاصی را انجام دهیم و از برخی کارها نیز پرهیز کنیم.

بر اساس یک نظرسنجی که از ۴۲۸ مدیر انجام شد، حدود ۹۰ درصد آن‌ها اعلام کردند که قدرت و رفتارهای سیاسی یکی از مؤلفه‌هایی است که همه‌روزه در سازمان تجربه می‌کنند. ۸۹ درصد آن‌ها نیز اعلام کردند که یک مدیر خوب باید یک سیاست‌مدار خبره نیز باشد و از ابزار قدرت استفاده کند. ۷۶ درصد آنان نیز اعلام کردند که هرچه در سلسله‌مراتب سازمانی بالاتر رویم، قدرت و رفتارهای سیاسی بیشتر به چشم می‌خورد. اما یکی از نتایج جالب این نظرسنجی این است که ۵۵ درصد همین مدیران نگرشی منفی نسبت به قدرت و رفتارهای سیاسی در سازمان داشته‌اند و بر این باور بودند که رفتارهای سیاسی باید از سازمان حذف شود.

بنابراین بیشتر مدیران علیرغم وقوف به اهمیت قدرت، آن را ناپسند می‌شمارند. این نگرش کمی عجیب به نظر می‌رسد، همانطور جفری ففر، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان قدرت در سازمان، از آن ابراز تعجب و تأسف می‌کند. ازنظر وی، قدرت یک ابزار برای رسیدن به اهداف متعدد است. از قدرت می‌توان در راستای اهداف غیرانسانی همچون سلطه بر انسان‌ها و تخریب سازمان‌ها استفاده کرد و هم می‌توان از آن برای ساختن دنیایی بهتر استفاده کرد. بنابراین امکان استفاده از قدرت برای رسیدن به اهداف نامطلوب دلیل بر نامطلوب بودن آن نیست. درست همان‌طور که ما چاقو را به دلیل امکان استفاده نادرست از آن به دور نمی‌اندازیم، قدرت را نیز نباید از جعبه‌ابزار مدیریتی حذف کنیم. بنابراین از دانش پذیران دوره‌های MBA و DBA انتظار می‌رود نگرشی واقع‌بینانه نسبت به این ابزار داشته باشند و مهارت‌های قدرت‌رانی اخلاقی را در خود پرورش دهند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.