فرهنگ‌های شغلی متعدد در یک سازمان

افرادِ متعلق به یک گروه شغلی معمولاً سبک بیان و رفتار خاصی از خود بروز می‌دهند که با گروه های شغلی دیگر متفاوت است. برای مثال راننده‌ها به سبک خاصی صحبت می‌کنند و رفتارهایشان تا حدی شبیه به یکدیگر است که با بیان و رفتار کارمندان دولتی متفاوت است. به سبک رفتاری و بیان خاص هر گروه شغلی، فرهنگ شغلی می‌گویند.
بی‌شک بزرگ‌ترین نظریه‌پرداز فرهنگ سازمانی، ادگار شاین است که نظراتش شیوه تفکر ما را در مورد سازمان عمیقاً تغییر داده است. یکی از نظریه‌های جالب شاین، طبقه‌بندی فرهنگ‌های شغلی در سازمان است. از نظر شاین سه نوع فرهنگ شغلی در سازمان وجود دارد که ممکن است در تضاد با یکدیگر قرار بگیرند. از طریق توجه به این فرهنگ‌های شغلی، درک رفتارهای کارکنان در سازمان آسان‌تر می‌شود:

 

فرهنگ عملیاتی

مدیران و کارگرانی که مستقیماً با تولید محصولات سازمان سروکار دارند در این گروه قرار می‌گیرند. این افراد معمولاً فعال و پر جنب و جوشند، به بحث‌های نظری علاقه‌ای ندارند و بیشتر به دنبال راهکارهای عملیاتی و اجرایی هستند و ترجیح می‌دهند با دستگاه‌ها و افراد کار کنند تا با ایده‌ها. در اصطلاح غیررسمی، به این‌گونه افراد «مردان کف کارخانه» می‌گویند.

 

فرهنگ مهندسی

تکنولوژی مرکزی هر سازمان توسط مهندسان طراحی شده و به اجرا درمی‌آید. البته افرادی از گروه‌های شغلی دیگر، مانند طراحان سیستم‌های اطلاعاتی که مدیریت خوانده‌اند، نیز در این گروه قرار می‌گیرند. از ویژگی‌های این فرهنگ شغلی این است که آن‌ها «راهکارهای بدون انسان» را ترجیح می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر، توجه آن‌ها بیشتر به سیستم‌ها، قوانین و ماشین‌هاست و معمولاً به جنبه انسانی سازمان چندان توجه ندارند. آن‌ها همیشه به دنبال فرایندهای دقیق، قابل‌اتکا، استاندارد و روتین هستند و دوست دارند همه‌چیز را به عدد و رقم دربیاورند.

 

فرهنگ مدیران ارشد

مدیران عامل نمونه بارزی از این گروه شغلی هستند. آن‌ها معمولاً انسان‌های پرمشغله و مسئولیت‌پذیر هستند که می‌بایست چندین و چند کار را همزمان مدیریت کنند. مشخصه بارز این فرهنگ شغلی، غلبه تفکر سود و زیانی بر آن‌هاست. هرچند بحث‌هایی مانند مشارکت کارکنان، تعهد سازمانی و توسعه فردی زیبا و مفید هستند، ولی ضروریات و فشارهای بازار کالا و سرمایه مانع از توجه کافی مدیران عامل به این مباحث می‌شود. آن‌ها از نزدیک می‌بینند که درنهایت سود سهام تعیین‌کننده عملکرد آنان بوده و رقابت نیز در بازار، سخت و نفس‌گیر است. این موضوع معمولاً از جانب کارکنان سطوح پایین درک نمی‌شود و منجر به سوءبرداشت‌هایی نسبت به مدیران عامل می‌شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.