شناسایی مُدهای زودگذر مدیریتی

MBO، TQM، مدیریت ژاپنی و … . مدهای زودگذر مدیریتی ناگهان در صحنه ظاهر می‌شوند و پس از مدتی محبوبیت، جای خود را به یک مد دیگر می‌دهند. چه چیزی این مدهای کسب‌وکاری را جذاب می‌کند؟ مدیران چگونه می‌توانند یک مد زودگذر را از یک ابزار مفید و اثربخش تشخیص داد؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها بسیاری از مدهای زودگذر مدیریتی در ۴۰ سال اخیر را مورد مطالعه قرار دادیم. با بررسی ۱۷۰۰ مقاله و کتاب که در طول این سالیان به چاپ رسیده بودند، ظهور و زوال مدهای زودگذر زیادی را مشاهده کردیم. ذکر این نکته لازم است که مدها زودگذر بر خلاف آنچه از نامشان به ذهن متبادر می‌شود ممکن است تأثیرات عمیق مثبت یا منفی زیادی بر سازمان‌ها بگذارند ولی معمولاً توانایی برآورده کردن انتظاراتی که ایجاد می‌کنند را ندارند که این خود یکی از عوامل کوتاهی عمر آن‌هاست.
در مطالعاتی که انجام دادیم ۸ ویژگی مشترک در بیشتر مدهای مدیریت یافتیم که عبارت‌اند از:
ساده: مفاهیم مربوط به مدهای زودگذر ساده فهم هستند و به‌راحتی می‌توان آن‌ها را به دیگران منتقل کرد. آن‌ها معمولاً از چند دستورالعمل ساده یا لیسی از فعالیت‌ها و نکات طلایی تشکیل شده‌اند. مدهای زودگذر دقیقاً به دلیل همین سادگی برای دنیای پیچیده‌ای که در آن زندگی می‌کنیم مناسب نیستند.
تجویزی: مدهای زودگذر به مدیران می‌گویند که چه‌کار کنند. آن‌ها فعالیت‌هایی خاص را برای حال مسائل یا بهبود سازمان به مدیران توصیه می‌کنند. نیاز به‌سادگی و تجویزی بودن باعث شده مدهای زودگذر به‌سادگی مورد سوءبرداشت قرار بگیرند و در جاهایی که مناسب نیست به کار گرفته شوند.
اغوا کننده: مدهای زودگذر نتایجی همچون اثربخشی بیشتر، کارمندان باانگیزه و بهره‌ور و مشتریان راضی را نوید می‌دهند. ولی این مدها بیشتر سازمان‌ها را امیدوار می‌کنند و نتایج خاصی به ارمغان نمی‌آورند. مدهای زودگذر معیار مشخصی برای سنجش اینکه آیا پیاده‌سازی آن‌ها سودی داشته است یا نه ارائه نمی‌دهند.
یک نسخه برای همه: مدهای زودگذر ادعا می‌کنند که کاربرد و سودمندی آن‌ها جهان‌شمول است و راهکارهای آنان برای همه کشورها، سازمان‌ها و صنایع مفید است. ولی حقیقت این است که تعداد بسیار کمی از رویکردهای مدیریتی جهان‌شمول‌اند.
پیاده‌سازی ساده‌انگارانه: به دلیل سادگی مفاهیم و راحتی به‌کارگیری مدهای زودگذر، آن‌ها را می‌توان به‌سادگی هرچه تمام‌تر پیاده‌سازی کرد بدون اینکه تغییر خاصی در سازمان نهادینه شود. برای مثال حلقه‌های کیفیت را می‌توان تنها با برگزاری چند جلسه با تعدادی افراد ثابت تحقق بخشید. خارج از آن، فعالیت‌های جاری سازمان مانند گذشته جاری است.
همگام با لحظه: همزمان با بروز مسائلی خاص در کسب‌وکار، مدهای زودگذر عرضه می‌شوند. برای مثال مدیریت سبک ژاپنی زمانی مد شد که کالاهای باکیفیت ژاپنی بازار خوبی کسب کرده بودند و آمریکایی‌ها در حال از دست دادن سهم بازار بودند. به همین دلیل کاربرد آن‌ها به چند موضوع خاص محدود می‌شود و مسائل بنیادین در آن‌ها نادیده گرفته می‌شود.
تازگی: مدهای زودگذر با ادعای جدید بودن توجهات را به سمت خود جلب می‌کنند ولی تازگی آن‌ها ظاهری و مصنوعی است و ارزش‌های بنیادین را چندان تغییر نمی‌دهند. برخی از آن‌ها فقط همان ایده‌های قدیمی را در قالبی تازه مطرح می‌کنند.
مشروعیت‌یابی از طریق شخصیت‌ها: بسیاری از مدهای زودگذر به‌جای اینکه مشروعیت و مقبولیت خود را از راه موفقیت‌های واقعی و شواهد تجربی به دست بیاورند، از طریق شخصیت‌هایی که پیرو آن‌ها هستند مشروعیت‌یابی می‌کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.