«رهبران سمی» سازمان ها چه کسانی هستند؟

همه ما مدیرانی را می‌شناسیم که در تلاش‌اند در عین حفظ روابط حسنه با زیردستان خود، اهداف سازمانی را نیز دنبال کنند. یعنی در عین نتیجه گرایی و داشتن انتظارات عملکردی بالا از زیردستان، به فکر توسعه آن‌ها نیز بوده و روابط دوستانه‌ای نیز با آنان دارند. برخی مدیران در طیف نتیجه گرایی-کارمند دوستی به یک‌طرف خاص سوق پیدا می‌کنند. به این معنا که ممکن است بیشتر به فکر رفاه و آسایش زیردستان باشند تا تحقق اهداف عملکردی سازمان یا برعکس. در دوره‌های MBA و DBA در دروس مربوط به رهبری به این مباحث به‌صورت مفصل پرداخته می‌شود و در اینجا قصد نداریم وارد این نظریه‌ها شویم.

اما مدیران و رهبرانی که هیچ‌یک از این دو سوی طیف را ندارند چه؟ یعنی آن‌هایی که نه در فکر اهداف سازمان‌اند و نه رفاه و آرامش زیردستانشان برایشان مهم است؟ متأسفانه (برای سازمان‌ها) و یا خوشبختانه (برای نویسندگانی همچون من که در دنیای کسب‌وکار به دنبال موضوعات داغ هستیم!) تعداد این مدیران کم نیست. صاحب‌نظران این نوع مدیران را «رهبران سمی» نام نهاده‌اند. علت این نام‌گذاری اثرات مخربی است که آن‌ها بر روی کسب و کار و همچنین افراد دیگر می‌گذارند.

این رهبران مغرورند، به‌نحوی‌که گویی زیردستان از هیچ منزلتی برخوردار نیستند و تنها ایده‌ها و آرای آن‌ها اصیل و واقعی است. آن‌ها فاقد بیشتر شایستگی‌های مدیریتی هستند و توانایی پیشبرد اهداف سازمانی را ندارند ولی در ذهنشان خود را جزء بهترین‌ها می‌دانند. آن‌ها به‌جای تلاش برای پیشرفت از طریق عملکرد، همیشه دنبال لابی‌گری و بازی‌های قدرت در سازمان هستند. آن‌ها از انگیزش تقریباً چیزی نمی‌دانند و تنها راه به‌کارگیری نیروها را زور و تهدید می‌دانند و حتی در صورت به انجام رسیدن باکیفیت کار، تشویق و قدردانی را فراموش می‌کنند.

شاید پیش خود بگویید مگر می‌شود این‌همه ویژگی منفی در یک فرد وجود داشته باشد؟ نکته اصلی در مورد رهبران سمی منفعت‌طلبی و فقدان اخلاق حرفه‌ای در آنان است که منجر به بروز این آثار می‌شود. اصولاً یکی از اهداف دوره‌های MBA و DBA پرورش مدیرانی است که هم خود به زیور حرفه‌ای گرایی آراسته‌اند و هم سیستمهای مدیریتی را به‌گونه‌ای طراحی می‌کنند که شایستگی حرف اول و آخر را در آن می‌زند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.