تفکر انتقادی در مدیریت

آیا افراد ساده‌لوح می‌توانند مدیران موفقی باشند؟! بسیار بعید است! به‌طورکلی هیچ‌یک از ما دوست نداریم انسان‌هایی زودباور، فاقد قدرت تحلیل، سطحی و تقلیدگر باشیم. به‌عبارت‌دیگر همه ما دوست داریم تفکر انتقادی داشته باشیم. تفکر انتقادی در اینجا به معنای انتقاد کردن از این‌وآن نیست، بلکه به معنای توانایی تجزیه‌وتحلیل استدلال‌ها و ادعاها به‌منظور سنجش صحت و سقم آن‌ها و همچنین ارائه استدلال‌های معتبر است.

با تقویت تفکر انتقادی خود، می‌توانیم عقاید معقول‌تر و واقع‌بینانه‌تری داشته باشیم و مسائل سازمانی را بهتر و عمیق‌تر تجزیه‌وتحلیل کنیم. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از مدرسه‌های بازرگانی معتبر در دنیا، آزمون تفکر انتقادی یکی از شروط لازم برای ورود به دوره‌های MBA و DBA محسوب می‌شود.

در اینجا قصد داریم در مورد اهمیت این مهارت برای دانش‌پذیران دوره‌های MBA و DBA بپردازیم. به‌طور خلاصه، تفکر انتقادی می‌تواند دارای مزایای زیر باشد:

 

فراتر رفتن از مشاهدات

تفاوت شرلوک هولمز با انسان‌های عادی در چیست؟ او با تجزیه‌وتحلیل انتقادی و بررسی شواهد، ازآنچه می‌بیند فراتر می‌رود و با به‌کارگیری استدلال‌های منطقی، به نتایج جالبی می‌رسد که در نگاه اول به ذهن کسی نمی‌رسد. مدیران نیز نباید صرفاً مشاهده‌گر و توصیف‌کننده وقایع باشند و با تحلیل منطقی داده‌ها دست به نتیجه‌گیری‌های معتبر بزنند.

 

تصمیمات بهتر

وقتی تفکر انتقادی خود را به کار می‌اندازید و قدرت تجزیه‌وتحلیل خود را افزایش می‌دهید، می‌توانید بر این مبنا تصمیمات عاقلانه‌تری نیز بگیرید. تصمیم‌گیری خوب نیازمند تفکر انتقادی خوب است.

 

متقاعدسازی بهتر

با تسلط بر اصول و فنون منطق و استدلال، می‌توانید در جهت منافع سازمان خود، استدلال‌های قانع‌کننده‌تری ارائه دهید و یا استدلال‌های ضد خود را بهتر به چالش بکشید. به همین دلیل انسان‌هایی که تفکر انتقادی خوبی دارند، از قدرت متقاعدسازی بالایی نیز برخوردارند.

نوآوری بهتر

نوآوری فقط این نیست که ایده‌های بلند پروازانه و تخیلی از خود ارائه دهید. به‌کارگیری ایده باید مرتبط با وضع موجود، اهداف سازمان، محدودیت‌های مالی و انسانی و از این قبیل باشد. بنابراین تفکر انتقادی می‌تواند به شما در تجزیه‌وتحلیل ایده‌های جدید و به‌کارگیری آن‌ها کمک کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.