تحلیل تکنیکال | پیش‌بینی روند قیمت بازارهای مالی

فهرست مطالب

5
(1)

تحلیل تکنیکال چیست؟ تحلیل تکنیکال ابزار یا روشی است که برای پیش‌ بینی حرکت احتمالی قیمت آتی یک اوراق بهادار – مانند یک سهم یا ارز – یا یک کالا یا هر چیز دیگر بر اساس داده‌های بازار استفاده می‌ شود. تئوری پشت اعتبار تحلیل تکنیکال این است که اقدامات جمعی – خرید و فروش – همه شرکت کنندگان در بازار به طور دقیق همه اطلاعات مربوط به اوراق بهادار معامله شده را منعکس می کند و بنابراین، به طور مداوم ارزش بازار منصفانه را به اوراق بهادار اختصاص می دهد. معامله گران تکنیکال بر این باورند که عملکرد قیمت فعلی یا گذشته در بازار قابل، اطمینان ترین شاخص عملکرد قیمت در آینده است.

دوره های مرتبط در موسسه علوم و فنون تهران (در حال ثبت نام)

تحلیل تکنیکال توسط چه کسانی استفاده می شود؟

تمام معامله گران بازارهای مالی یا با این تحلیل آشنایی دارند و یا اگر کاملا مبتدی باشند، باز هم به احتمال زیاد نامش را شنیده اند. آموزش تحلیل تکنیکال و اینکه ابزارهای تحلیل تکنیکال چیست، برای تمام معامله گرانی که می خواهند معاملات سودآور در بازارهای مالی داشته باشند ضروری است.

تحلیل تکنیکال تنها توسط معامله گران تکنیکال استفاده نمی شود. بسیاری از معامله‌ گران بنیادی (فاندامنتال) از این تحلیل برای تعیین اینکه آیا باید در بازار خرید کنند یا خیر، استفاده می‌ کنند. اما پس از اتخاذ این تصمیم، از تحلیل تکنیکال برای مشخص کردن سطوح قیمت ورودی خوب و کم ریسک استفاده می‌ کنند.

اندیکاتور

بیشتر بخوانید: اندیکاتور چیست؟


تحلیل فنی یا تکنیکال در بازه (فریم) های زمانی گوناگون

معامله گران تکنیکال نمودارهای قیمت را تجزیه و تحلیل می کنند تا حرکت قیمت را پیش بینی نمایند و مشخص کنند تحلیل تکنیکال سهم یا ارز یا چیزی که در حال معامله آن هستند، چیست. دو متغیر اصلی برای تحلیل تکنیکال، بازه‌ های زمانی و شاخص‌ ها (اندیکاتورها) هستند که معامله‌ گر برای استفاده انتخاب می‌ کند.

بازه های زمانی تحلیل تکنیکال نشان داده‌شده در نمودارها از یک دقیقه تا بازه زمانی ماهانه یا حتی سالانه متغیر است. بازه های زمانی یا تایم فریم های محبوبی که تحلیلگران تکنیکال اغلب بررسی می کنند عبارتند از:

  • نمودار 5 دقیقه ای
  • نمودار 15 دقیقه ای
  • نمودار ساعتی
  • نمودار 4 ساعته
  • نمودار روزانه

حرکت قیمتی که در یک بازه زمانی 15 دقیقه ای رخ می دهد، ممکن است برای معامله گر کوتاه مدت (یک روزه) که به دنبال فرصتی برای دریافت سود از نوسانات قیمت در طول یک روز معاملاتی است، بسیار مهم باشد. با این حال، همان حرکت قیمتی که در نمودار روزانه یا هفتگی مشاهده می‌ شود، ممکن است برای اهداف بلند مدت تجاری اهمیت زیادی نداشته باشد.

نشان دادن این موضوع با مشاهده عملکرد قیمت یکسان در نمودارهای بازه زمانی مختلف ساده است. نمودار روزانه زیر برای نقره، معاملات قیمت را در همان محدوده، از تقریباً 16 دلار تا 18.50 دلار ظرف چند ماه نشان می دهد. یک سرمایه‌گذار بلند مدت نقره ممکن است تمایل به خرید نقره پیدا کند. زیرا قیمت را تقریبا نزدیک به پایان محدوده می بیند.

با این حال، همان عملکرد قیمتی که در نمودار ساعتی (زیر) مشاهده می‌شود، یک روند نزولی ثابت را نشان می‌دهد که در چند ساعت گذشته تا حدودی شتاب گرفته است. سرمایه‌گذار نقره‌ای که فقط به انجام معاملات درون روز علاقه دارد، احتمالاً از خرید این فلز گرانبها بر اساس عملکرد قیمت نمودار ساعتی اجتناب می‌کند.

آشنایی با شمع ها!

«شمع»، «کندل» یا «نمودار جعبه ای» نموداری است که به کمک معیارهای مرکزی و پراکندگی، موقعیت مجموعه داده‌ها را به شکلی گویا و مفید ارائه می دهد. این نمودار با استفاده از یک مستطیل (جعبه) افقی یا عمودی ترسیم می گردد که محصور به چارک های اول و سوم است. دو طرف این مستطیل، دو خط نیز تا کمترین و بیشترین اندازه مشاهده‌شده ترسیم می شود.

نمودار شمعی متداول ترین روش برای نشان دادن حرکت قیمت در یک نمودار است که در تحلیل تکنیکال استفاده می شود. هر کندل در تایم فریم ساعتی، حرکت قیمت را به مدت یک ساعت نشان می دهد. در حالی که هر کندل در نمودار 4 ساعته عملکرد قیمت را در هر دوره زمانی 4 ساعته ثبت می کند.

کندل ها چطور ترسیم می شوند؟

کندل‌ های تحلیل تکنیکال به صورت زیر «کشیده» می‌شوند یا شکل می‌گیرند:

بالاترین نقطه کندل، بالاترین قیمت کالا یا اوراق بهادار معامله شده در آن دوره زمانی را نشان می‌دهد. و پایین‌ ترین نقطه کندل نشان‌ دهنده پایین‌ ترین قیمت در آن زمان است. «بدنه» یک کندل (بلوک های قرمز یا آبی مربوطه، یا قطعات ضخیم تر هر کندل همانطور که در نمودارهای بالا نشان داده شده است) قیمت های باز و بسته‌شدن را برای دوره زمانی نشان می دهد. اگر بدنه شمع به رنگ سبز یا آبی دربیاید، نشان می دهد که قیمت متغیر در هنگام خاتمه زمان بازار معاملاتی و اتمام معاملات (بالای بدنه شمع) بالاتر از قیمت آن حین گشایش بازار (پایین بدنه شمع) بوده است. برعکس، اگر بدنه شمع قرمز باشد، قیمت گشایش بالاتر از قیمت پایانی است.

این رنگ ها می تواند به سفید و مشکی نیز تغییر کند. هرچند بیشترین رنگ های کاربردی در سایت ها و پلتفرم های معاملاتی، همان قرمز و آبی یا سبز و آبی است. معامله گران تکنیکال می توانند با مشاهده این نمودارها که به صورت آنلاین و زنده شکل می گیرند یا تغییر می کنند، تحلیل خوبی از وضعیت قیمتی انجام دهند.

تحلیل تکنیکال با استفاده از نمودارهای شمعی اغلب ساده تر از نمودارهای میله ای است. زیرا معامله گر می تواند نشانه ها و الگوهای بصری بیشتری دریافت کند. الگوهایی که چندین کندل متوالی پشت سر هم شکل می دهند، از جمله مهم ترین و پرکاربرد ترین شاخص های تکنیکال برای شناسایی روندهای احتمالی بازار (ادامه روند قبلی، تغییر روند یا حتی معکوس شدن روند) هستند.

الگوی دوجی (Doji) در شمع ها

کندل های دوجی می توانند بلاتکلیفی در بازار را نشان دهند که می تواند نشانه یا سیگنالی برای تغییر روند قریب الوقوع یا معکوس شدن بازار باشد. این به خوبی نشان می دهد که کاربرد تحلیل تکنیکال در بازار چیست و چگونه عمل می کند. ویژگی منحصر به فرد کندل های دوجی، این است که قیمت آغازی و پایانی در آن یکسان است. به شکلی که بدنه کندل به صورت یک خط صاف درمی آید. هر چه «سایه»ها یا «دم»های بالایی و یا پایینی روی کندل دوجی طولانی تر باشد، بیشتر نشان‌دهنده عدم تصمیم گیری معامله گران بازار و تغییر 180 درجه ای احتمالی بازار است.

الگوهای کندل دوجی در تحلیل تکنیکال

کندل های تحلیل تکنیکال دوجی

اگر بخواهیم به طور مختصر بگوییم مفهوم هر کدام از این کندل ها در تحلیل تکنیکال چیست، می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

  • کندل ستاره یا صلیب زمانی اتفاق می افتد که نه روند صعودی و نه روند نزولی فعلی در بازار، برای تاثیرگذاری بر احساسات فروشندگان و خریداران کافی نیست. بنابراین قیمت در یک سطح باز و بسته می شود، بدنه کوچک است (یا وجود ندارد) و طول خطوط بالایی و پایینی مساوی است.
  • دوجی پایه بلند نشان می دهد عدم تصمیم گیری در بازار وجود دارد. هنگامی که این دوجی پس از یک روند صعودی یا نزولی طولانی در بازار ظاهر می شود، معمولا سیگنالی برای بازگشت احتمالی بازار به جهت مخالف است.
  • سنجاقک دوجی پس از یک روند نزولی طولانی، بازگشت احتمالی به سمت روند صعودی است. سنجاقک نشان می دهد فروشندگان قیمت را به میزان قابل توجهی پایین آورده اند. اما در پایان بازه زمانی، قیمت بهبود می یابد تا در بالاترین نقطه خود بسته شود.
  • نام دوجی سنگ قبری خود نشان می دهد خبر بدی برای خریداران در راه است. این کندل برعکس کندل سنجاقک و نشان‌دهنده تلاش شدید برای بالا رفتن قیمت بازار (و احتمالا نزول قیمت پس از آن) است.
  • دوجی چهار قیمتی بسیار نادر است و هنگامی شکل می گیرد که همه خرید و فروش ها در بازه زمانی دقیقا با یک قیمت انجام شود. این کندل در تحلیل تکنیکال، بازاری را نشان می دهد که هیچ تمایلی برای حرکت به سمت روند خاصی ندارد.

سایر الگوهای کندل ها که در تحلیل تکنیکال موثرند

الگوهای متنوع دیگری برای نمودارهای شمعی در بازارهای مالی وجود دارد که در تحلیل تکنیکال کاربرد دارند. از آن جمله می توان به کندل های چکشی اشاره کرد که تشکیل آنها در ابتدا یا انتهای روندها می تواند اطلاعات مهمی از تغییر بزرگ روند به معامله گر بدهد.

الگوی کندل چکشی در تحلیل تکنیکال

شاخص های فنی – میانگین های متحرک

معامله‌گران تکنیکال علاوه بر مطالعه شکل‌ های نمودارهای شمعی (کندل استیک ها)، می‌توانند از شاخص های تکنیکال فراوان دیگری برای تصمیم گیری در معاملات استفاده کنند. در این میان، میانگین های متحرک عموما از کاربردی ترین شاخص های تحلیل تکنیکال هستند. بسیاری از استراتژی های معاملاتی از یک یا چند میانگین متحرک استفاده می کنند. یک استراتژی معاملاتی میانگین متحرک ساده می تواند چیزی شبیه به این باشد:

تا زمانی که قیمت بالاتر از میانگین متحرک نمایی 50 دوره ای (EMA) باقی ماند، بخرید. تا زمانی که قیمت زیر 50 EMA باقی ماند، بفروشید.

کراس اوورها (یا نقاط تقاطع) میانگین متحرک یکی دیگر از شاخص های تکنیکال است که اغلب مورد استفاده قرار می گیرد. یک استراتژی معاملاتی متقاطع ممکن است خرید در زمانی باشد که میانگین متحرک 10 دوره ای از میانگین متحرک 50 دوره ای عبور کند.

هر چه عدد میانگین متحرک بیشتر باشد، حرکت قیمت در رابطه با آن بیشتر در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال، عبور قیمت از میانگین متحرک 100 یا 200 دوره ای معمولاً بسیار مهم تر از حرکت قیمت بالاتر یا پایین تر از میانگین متحرک 5 دوره ای است.

تحلیل تکنیکال با استفاده از نقاط حمایت و مقاومت

اندیکاتورهای نقطه محوری روزانه، که معمولاً علاوه بر نقطه محوری چندین سطح حمایت و مقاومت را نیز مشخص می کنند، توسط بسیاری از معامله گران برای شناسایی سطوح قیمت برای ورود یا بسته‌شدن معاملات استفاده می شود. سطوح نقطه محوری اغلب سطوح حمایت یا مقاومت قابل توجه یا سطوحی را که معاملات در یک محدوده قرار دارد نشان می دهند.

به عبارتی، اگر قیمت در تایم فریم مورد نظر از محور مقاومت بالاتر برود یا از محور حمایت پایین تر آید، بسیاری از معامله گران این را به عنوان «شکست قیمتی» یا «بریک آوت» توصیف می کنند که به معنای حرکت قیمت به یک کانال دیگر است. در این صورت، قیمت ها در بازه های زمانی بعدی به طور قابل توجهی بالاتر یا پایین تر خواهند رفت.

این نقاط روزانه و سطوح حمایت و مقاومت با استفاده از قیمت های آغازی، نهایی، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت معامله‌شده محاسبه می شود. معامله گران اغلب به صورت روزانه از این نقاط برای تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. بیشتر اندیکاتورهای نقطه محوری، نقطه محوری روزانه را به همراه سه سطح حمایتی در زیر نقطه محوری و سه سطح مقاومت قیمت بالاتر از آن را نشان می‌دهند.

تحلیل تکنیکال با استفاده از سطوح فیبوناچی چیست؟

سطوح فیبوناچی یکی دیگر از ابزارهای رایج تحلیل تکنیکال است. فیبوناچی ریاضیدان قرن دوازدهمی بود که مجموعه ای از نسبت ها را توسعه داد که در میان معامله گران تکنیکال بسیار محبوب است. نسبت‌ ها یا سطوح فیبوناچی معمولاً برای مشخص کردن فرصت‌های معاملاتی با هدف ورود و خروج (و سیو سود) در طول روندهای پایدار استفاده می‌شوند.

نسبت های فیبوناچی اولیه 0.24، 0.38، 0.62 و 0.76 هستند که اغلب به صورت درصد بیان می شوند. 24 درصد، 38 درصد و غیره. درصدهای مخالف هر کدام از این ها همان مکمل های درصدی هستند. یعنی 76 درصد، 62 درصد و…

همانند سطوح حمایت و مقاومت، شاخص های تکنیکال فیبوناچی متعددی وجود دارد که به صورت آزادانه در دسترس معامله گران هستند. این اندیکاتورها به طور خودکار سطوح فیبوناچی را بر روی نمودار قیمتی محاسبه و بارگذاری می کنند.

فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست

فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci Retracement)

فیبوناچی های اصلاحی از رایج ترین شاخص های فیبوناچی هستند. پس از اینکه یک متغیر برای مدتی در یک روند صعودی یا نزولی پایدار قرار گرفت، اغلب قبل از اینکه قیمت روند کلی بلند مدت خود را از سر بگیرد، در جهت مخالف مقداری اصلاح می کند. فیبوناچی می تواند نقاط ورود خوب و کم خطر در طول این اصلاح را به معامله گر نشان دهد. بر اساس اعداد فیبوناچی، قیمت های اصلاحی احتمالی، فاصله ای معادل 24، 38، 62 و 76 درصد قیمت روند قبلی از آن دارند.

اما راه استفاده از اندیکاتورهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟ باید بگوییم شما لازم نیست هیچ کدام از محاسبات مربوط به درصدهای فیبوناچی (یا هر کدام از شاخص های تکنیکال دیگر) را انجام دهید. برای تحلیل تکنیکال، در هر برنامه یا وب سایت معاملاتی ابزارهایی وجود دارد که می تواند این ها را به شما نشان دهد. شما همچنین می توانید از اپلیکیشن ها یا افزونه های جانبی برای تحلیل تکنیکال استفاده کنید.

شاخص های حرکتی

میانگین های متحرک و اکثر شاخص های دیگر در تحلیل تکنیکال، در درجه اول بر تعیین جهت احتمالی بازار به سمت بالا یا پایین متمرکز هستند. با این حال، دسته دیگری از شاخص های تکنیکال وجود دارد که هدف اصلی آنها تعیین جهت بازار نیست. بلکه تعیین قدرت بازار است. این اندیکاتورها شامل مواردی همچون شاخص قدرت نسبی (RSI)، شاخص میانگین متحرک همگرایی – واگرایی (MACD) و شاخص میانگین حرکت جهت دار (ADX) می شود.

در واقع این شاخص ها قدرت روندها را اندازه گیری می کنند و نشان می دهند یک روند در بازار تا چه زمانی ممکن است به همین صورت باشد. به عنوان مثال، اگر یک سهم برای چندین ماه یک روند صعودی قوی و پایدار داشته باشد اما پس از آن یک یا چند شاخص حرکتی بگویند قدرت روند به طور پیوسته در حال کاهش است، احتمالا زمان آن رسیده که به سیو سود خود در این سهم فکر کنید (یعنی در قیمت بالا بخش معقولی از سهم خود را بفروشید که خود استراتژی های خاصی دارد).

از آنجایی که این شاخص ها معمولاً فقط حرکت قوی یا ضعیف روند را نشان می دهند اما جهت آن را نمی گویند، اغلب با سایر شاخص های تحلیل تکنیکال به عنوان بخشی از یک استراتژی معاملاتی کلی ترکیب می شوند.

شاخص MACD در تحلیل تکنیکال چطور عمل می کند؟

یک مثال می زنیم. نمودار 4 ساعته USD/SGD در زیر، یک اندیکاتور حرکتی را نشان می دهد. اندیکاتور MACD در کادری جداگانه زیر نمودار اصلی ظاهر می شود. صعود شدید در MACD از 14 ژوئن نشان می دهد که رشد قیمت یک روند قوی است و نه صرفاً یک اصلاح موقت. هنگامی که قیمت در 16 ماه شروع به کاهش اندک می کند، MACD نشان می دهد حرکت نزولی قیمت قدرت زیادی ندارد و به زودی، یک روند صعودی قوی از سر گرفته می شود. بنابراین در این مثال، MACD به خریدار بازار اطمینان می دهد که احتمالاً پس از کاهش اندک قیمت در این تاریخ، روند صعودی از سر گرفته می‌شود.

سخن نهایی

آشنایی با تحلیل تکنیکال و اینکه شاخص های آن چیست و در کجا کاربرد دارد، می تواند برای هر معامله گری سودمند باشد. اما باید این واقعیت را در نظر بگیرید که هیچ اندیکاتوری هرگز به تنهایی کافی نیست. هیچ کدام از آنها نمی توانند سیگنال های 100 درصد دقیقی در تمام مواقع به شما ارائه دهند.

معامله گران باهوش همیشه نسبت به علائم هشدار دهنده هوشیارند و می دانند که شاخص های انتخابی آنها ممکن است گمراه کننده باشند. تجزیه و تحلیل تکنیکال اگر به خوبی انجام شود، مطمئنا می تواند سود شما را بهبود بخشد. با این حال بهتر است برای اندیشیدن به این موضوع هم زمان بگذارید که اگر بازار مطابق پیش بینی شما رفتار نکرد، چطور می توانید به بهترین شکل ممکن عمل کنید و از ضررهای هنگفت جلوگیری نمایید.

نظرت درباره این مقاله چیه؟

روی قلب کلیک کن تا رای بدی

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای ها 1

تا حالا کسی رای نداده، اولین نفری باش که رای میده

مقالات دیگر

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط

دریافت مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره رایگان در خصوص دوره ها و پکیج های آموزشی فرم زیر را پر کنید

ارتباط مستقیم

از طریق راه های زیر با ما در تماس باشید

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره رایگان، فرم زیر را پرکنید. مشاورین و کارشناسان ما در سریع ترین زمان پاسخگوی شما عزیزان خواهند بود.

دوره مدیریت نیروی بازاریابی و فروش
روزها
ساعت‌
دقیقه