استراتژی اقیانوس آبی چیست؟

مدیریت استراتژیک و موضوعات مرتبط با آن ازجمله درس‌های محبوب دوره‌های MBA و DBA است که ازقضا در دنیای کسب‌وکار نیز اهمیت بالایی برای آن قائل‌اند، به‌طوری که امروزه یکی از شایستگی‌های اساسی مدیران را تفکر استراتژیک و همچنین تسلط نظری و عملی به مباحث مدیریت استراتژیک می‌دانند.
مدیریت استراتژیک در دنیای پژوهش و نظریه‌پردازی نیز هواداران بسیاری دارد و هزاران محقق در سرتاسر جهان مشغول مطالعه و تحقیق در مورد مدیریت استراتژیک و زیرشاخه‌های آن هستند. باوجود این، بسیار کم پیش می‌آید که نظریه‌ای چنان نوآور و کاربردی باشد که نظر مدیران را به خود جلب کند. در این میان یکی از موضوعات جدیدی که سروصدای زیادی به پا کرده و توجه مدیران را به خود جلب کرده است، نظریه استراتژی اقیانوس آبی نام دارد.
منحصربه‌فرد بودن این نظریه در این است که به‌جای آموزش سازمان‌ها در رقابت بهتر، سازمان‌ها را فرامی‌خواند که به دنبال بازارهای دست‌نخورده باشند که اثری از رقابت در آن نیست. بر اساس این نظریه، سازمان به‌جای حضور در اقیانوس‌های قرمزِ رقابت تنگاتنگ و خشن، می‌تواند به دنبال اقیانوس آبی برود که کشتی جنگی دشمن فرسنگ‌ها از کشتی سازمان فاصله دارد. اما یافتن این اقیانوس آرام و دل‌نشین در چه صورتی میسر است؟ ارائه‌دهندگان این نظریه، پروفسور چان کیم و پروفسور رنه مابورنیا، بر این باورند که سازمان‌ها می‌توانند همزمان استراتژی‌های رهبری هزینه و تمایز را دنبال کنند و از این راه به اقیانوس آبی برسند. برای این کار لازم است مدیران در مورد تمامی عناصر و مؤلفه‌های رقابتی به‌صورت انتقادی بیندیشند و چارچوب‌های فکری سنتی خود را بشکنند. برای مثال پنج نیروی معروف پورتر (تهدید تازه‌واردها، قدرت چانه‌زنی خریداران، قدرت چانه‌زنی عرضه‌کنندگان، قدرت کالاهای جایگزین و شدت رقابت) قالبی پذیرفته‌شده است که در تدوین استراتژی کاربرد فراوان یافته است. اما نظریه پردازان استراتژی اقیانوس آبی بر این باورند که این مدل برای ماندن و جنگیدن در اقیانوس قرمزِ رقابت مناسب است و نباید ذهن خود را محدود به آن کنیم. جدا از میزان صحت و درستی این نظریه، درس بزرگ‌تری که این نظریه به ما می‌دهد این است که خود را اسیر باورهای پذیرفته‌شده و قالب‌های فکری سنتی نکنیم و اندیشه خود را آزاد و رها بگذاریم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.